هرگز حسرتی در هیچ کجای دنیا اینچنین یک جا جمع نمی شود
که در همین سه واژه کوتاه جمع شده :
او دوستم نداشت
mehrsad
گاه می اندیشم،
خبر مرگ مرا با تو چه کَس می گوید
آن زمان که خبر مرگ مرا می شنوی
روی ترا ، کاشکی می دیدم
شانه بالا زدنت را بی قید...
و تکان دادن دستت که: مهم نیست...
و تکام دادن سر را که : عجب عاقبت مُرد...
افسوس..کاشکی می دیدم
من یه خود می گویم
چه کَسی باور کرد
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاکستــــــــــــر کرد...

MEHRSAD
ميدونی قشنگی زير بارون راه رفتن چيه ؟
اينه كه هيچ كس اشكاتو نميبينه

مرگ نه آنست که در قبر سیاه دفن شوم ![]()
مرگ آنست که در خاطره تو محو شوم ![]()


